زن و دنیای زنانه

بگو اگرچه به جایی نمی رسد فریاد کلام حق دم شمشیر می شود گاهی

من زن خلق شده ام....نه برای در حسرت یک بوسه ماندن..


برای خلق بوسه ای از جنس آرامش


من زن نشده ام که همخواب آدمهای بیخواب شوم،


زن شده ام که برای خواب کسی رویا شوم


من زن نشده ام که حسرت عشقی عاشقانه را داشته باشم،

 

زن شده ام تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم...

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 10:3 توسط یک زن|

چند شاخه گل: روحیه خانم‌ها احساسی و لطیف است‌. به جرأت می‌توان گفت که هیچ خانمی نیست که از دیدن چند شاخه گل هیجان زده و خوشحال نشود‌. این یک خصوصیت خوب است که خدا در وجود خانم‌ها به ودیعه گذاشته است‌. گل مورد علاقه همسرتان را بشناسید و چند شب در ماه هنگامی که به خانه می‌روید برای همسرتان گل بخرید‌. حس تازگی و طراوتی که گل به روحیه و خانه می‌بخشد‌، نوعی حس تازگی و شادمانی است‌..

 

هدیه‌های بی‌مناسبت: برای همسرتان وقت بگذارید و برایش چیزهایی مثل لباس یا روسری کادو بگیرید. وقتی به خانه رسیدید هدیه را به همسرتان تقدیم کنید و بگویید که فقط به مناسبت دوست داشتن برای او هدیه خریده‌اید‌! آیا همیشه باید برای ابراز محبت و عشق به دنبال مناسبت‌ها گشت‌!؟

هدیه‌های مناسبت‌دار: در زندگی همه ما مناسبت‌های زیادی وجود دارد که با یاد‌آوری‌شان کاممان شیرین می‌شود و خاطرات مانند یک لبخند بر لبانمان منحنی می‌سازد‌. سالگرد عقد‌، سالگرد ازدواج‌، سالروز تولد همسر و فرزندان و … یک تقویم داشته باشید و این مناسبت‌ها را در تقویم برای خودتان ثبت کنید‌. چند روز مانده به فرا رسیدن مناسبت مورد نظر هدیه‌ای تهیه کنید و با تقدیم آن به همسرتان‌، لبخند‌های شیرین او را تبدیل به یک خاطره خوب کنید.

 

به قول و قرارهایتان سر وقت عمل کنید: اگر به همسرتان قول داده‌اید که در زمان معینی کار خاصی را که مد‌نظر اوست‌، انجام دهید حتماً به قول خودتان عمل کنید‌. خوش قول بودن برای خانم‌ها اهمیت بسیاری دارد‌. اگر انجام کاری در توان شما نیست هرگز قول آن را ندهید‌!

 

یادداشت‌های گاه و بیگاه: شاید به زبان آوردن جمله «دوستت دارم » برای مردها به لحاظ ساختار روحی و اخلاقی‌ قدری سخت باشد‌ اما هر چند وقت یکبار هنگامی که همسرتان خواب است و شما آماده رفتن به محل کار می‌شوید یا هر زمان دیگری که خودتان مناسب می‌دانید‌، روی یک برگه کوچک جمله دوستت دارم را بنویسید‌... بنویسید که از همسرتان متشکرید بخاطر همه زحمت‌هایی که در خانه و کارهای خانه می‌کشد و کاغذ را در محل دید او قرار دهید.. باور کنید هیچ چیز به اندازه این قدرشناسی کم هزینه مردانه، زنان را هیجان زده و خوشحال نمی کند..

 

نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 9:16 توسط یک زن|

زنان زود پیر می شوند،

چون از کودکی مادرند..

اول مادر عروسکشون

بعد مادر عزیزانشون

بعد مادر فرزندانشون

و بعد مادر پدر و مادرشون...

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 19:51 توسط یک زن|

اگر زنی را دوست داری ،  دستانش را بگیر و او را محکم در آغوشت نگه دار.

اگر زنی را دوست داری ، دل دل نکن ، بازی در نیاور، منتظرش مگذار ، با ایما و اشاره به او از خوش آمدنت حرف نزن زیرا او میفهمد به شیوه او – شیوه ای زنانه- عشق ورزیدن را یاد گرفته ای….یک زن به دنبال یک “مرد “است که بلد است قاطع و کله شق و قدرتمندانه زن را در بر بگیرد

 

  اگر زنی را دوست داری ، دلش را محکم بدار و زیر پایش را با گفتگوهای فلسفی احمقان و شعربافیهای بی سرو ته خالی مکن…

اگر زنی را دوست داری ، ساده باش ، هیچ چیز به اندازه زلالی و قاطعیت یک مرد ، زن را اسیر نمیکند

اگر زنی را دوست داری ، گاهی اوقات تلفنت را بردار و بهش بگو که زیباست…بدون الفاظ پرطمطراق هم میتوان هنوز به قلب اسرار آمیز این موجود راه یافت. فقط یادت باشد این ابراز عشق مثل نمک است که کمش دلنشین است و زیادش مردانه نیست

اگر زنی را دوست داری گاهی اوقات بهش بگو بنشیند و ازش عکس بگیر …لازم نیست اسنل آدامز باشی تا یک زن مقابل دوربینت ، آن لبخند حیات بخشش را بشکفد…کافیست هر بار کنجکاو باشی که از چه رازی ، عکس بر میداری

 اگر زنی را دوست داری ، دستش را بگیر و به زیارت گاهی ببرش و به اندازه دو رکعت نمازی که میخوانی بهش وقت بده بیندیشد تو غیر از زمین ، به آسمان نیز نظر داری.

وقتی زنی با حلقه مادر و خواهران و دوستانش برای شفای یک مریض  ، آش نذری درست میکنند ، قبل از اینکه با تردید به نذر و دعا در مقایسه با دکتر و دوا فکر کنی ، به یاد آور که زنان هزاران سال است اسرار هستی را در ژنهای خود حمل میکنند و بعید نیست آسمانی را با دعای خود زیرو رو کنند ، قدرت زنان را هرگز نه در زمین نه در آسمان دست کم نگیر .

    اگر زنی را دوست داری ، ترسها و نگرانی هایش را ببین ، ادراک کن و قبل از اینکه راه حلی بدهی ، کنارش سکوت را تجربه کن ، خیلی اوقات کار بیشتری لازم نیست . سکوت پر طمانینه یک مرد  کنار چنین زنی ، شفابخش است

اگر زنی را دوست داری ، سعی نکن از راز بالا و پایین شدن احساسات و تصمیماتش درباره دوستانش سر دربیاری…هرگز نخواهی فهمید چگونه در اوج حسادتها و لج و لجبازیهایشان ، میتوانند برای هم جان بدهند و در کسری از ثانیه همه چیز را معلق بگذارند

اگر زنی را دوست داری به دوستانش احترام و متانت را هدیه کن تا بهترین دوستانت بشوند

 زنان را وقتی حامله اند ، بیشتر دریاب. گاهی اوقات شک میکنی که نکنه فرشته شده اند و به قامت انسان ظهور کرده اند ! انگاری در گفتگوهای زمزمه وارشان با جنین در بطنشان ، به زبانی آسمانی حرف میزنند که ما نمیفهمیم. هر چه که هست ، در کنار او و فرزندش این شانس را داری که به مردمکان خدا زل بزنی..

 اگر زنی را دوست داری و دهه چهارم زندگی را شروع کرده ، رازهای بدنش را برایش مرور کن…سلولهای یک زن فقط پیر نمیشوند بلکه راز الود میشوند و شنیدن این راز از دهان یک مرد ، بهترین ضد اضطراب زمین است

وقتی زنی را دوست داری که سنی ازش گذشته و مدتیست که ساکت است ، بدان که در اسطوره ها ، وقتی سفر یک زن تمام میشود کهکشانی میخواهد متولد شود ، نور از زمین به آسمان راه خود را خواهد یافت ...

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 14:49 توسط یک زن|

چه فضا و شرایطی باعث خیانت زنان می‌شود؟ آیا مردان می‌توانند طوری رفتار کنند که احتمال خیانت زنان را به کمترین حد برسانند؟ مردان چگونه می‌توانند فضای زندگی را چنان بسازند که خیانت ناممکن شود و زنان هیچ میلی و نیازی به خیانت نداشته باشند؟
 
آنچه در این نوشته خواهید خواند، نکته‌هایی است که مردان باید مورد توجه قرار دهند تا علاوه بر آنکه مانع از خیانت زنان شوند، خود نیز مصون بمانند.
 
 
 
1 - زن‌ها نیازمند محبت‌اند
 
زن‌ ها نیاز دارند غرق در محبت همسران‌ شان شوند. بسیاری از مردان ترجیح می‌دهند غیرمستقیم محبت کنند، غیرمستقیم عشق‌شان را ثابت کنند، و بدون آنکه به زبان بیاورند، محبت کنند. اما بسیاری از زنان نیاز دارند صریح و شفاف بشنوند. ترجیح می‌دهد عشق را علاوه بر آنکه با چشم‌ هایشان می‌بینند، با گوش‌هایشان هم بشنوند.
 
محبت مردان به زنان هر چه بیشتر و خالصانه‌تر و پرشورتر باشد، تاثیر بیشتری بر جلوگیری از خیانت زنان دارد و بیش از پیش آنها را بیمه می‌کند. یک نکته البته در این میان هست که باید به آن توجه کرد. محبت مردان به همسران‌ شان باید متعادل باشد.


اینکه یک روز همه توجه مرد به زن باشد و هزار گونه عشق و محبت نثار او کند و روز دیگری هیچ توجهی به او نکند، زن‌ ها را آزرده می‌کند و شاید ضرر آن بیشتر از سودش باشد. محبت زیاد، باید دائمی و همیشگی باشد. زنان تحمل کم و زیاد شدن بیش از اندازه محبت را ندارند، همانطور که انسان‌ ها تحمل کم و زیاد شدن ناگهانی فشار هوا را ندارند.

 
محبت دیدن و مورد توجه قرار گرفتن، اتمسفر زندگی زن‌ هاست. البته غافلگیر کردن و هدیه دادن و هیجان زده کردن زنان بسیار مناسب است، اما اگر زنی سه ماه از سال مورد توجه بی‌شائبه و محبت فراوان قرار بگیرد و 9 ماه در فقر محبت به سر ببرد، آن همه محبت دود خواهد شد و به آسمان خواهد رفت. نتیجه؟ محبت به زن‌ها باید زیاد و متعادل باشد.
 
 
2 - یکی از عاداتی که می‌تواند شرایط بسیار مناسبی برای خیانت زنان فراهم کند، ایجاد محدودیت‌ های بی‌جایی است که برخی از مردان به دلایلی شاید موجه برای همسرشان اعمال می‌کنند

 

محدودیت‌هایی از قبیل اینکه زن حق ندارد هر وقت خواست بیرون برود، یا زن حق ندارد هر وقت خواست به خانه پدر و مادرش برود، یا جلوگیری تند و عصبی از تحصیل و کار همسر بدون آنکه به خواسته‌ها و دغدغه‌های او اهمیت داده شود. اینگونه محدودیت‌ها شاید حتی برای حفظ بیشتر نظام خانواده به زن تحمیل شود، اما تجربه ثابت کرده که در بسیاری موارد نتیجه‌ای جز عکس آنچه تصور می‌شده نداشته است.

 
مردان باید بدانند که با زندان ساختن نمی‌توانند همسران‌شان را حفظ کنند. زنان اگر احساس کنند در خانه زندانی شده‌اند و نمی‌توانند آنچه که می‌خواهند باشند، شاید به فکر انتقام گرفتن بیفتند. مطمئن باشید تنها نتیجه تحمیل و تحکم و تندخویی نسبت به زنان، ظاهرسازی و پنهان‌کاری آنها و ساخته شدن کینه و عصبانیت در دل آنها ست.
 
 
3 - زنان به مردانی نیاز دارند که پشتیبان باشند
 
به مردانی که حمایت‌گر و همراه باشند. زنی که به خیاطی علاقه دارد، وقتی لباسی دوخته است، هیچ چیز برای او بهتر از این نیست که از همسرش بشنود که بهترین لباس دنیا را دوخته است. هیچ چیز بهتر از این نیست که مردی همسرش را در مسیری که زن می‌پسندد هل بدهد. و هیچ چیز بهتر از این نیست که زن بداند غذایی که پخته است به دل مرد نشسته است و ببیند مرد حتی متوجه ادویه‌ای شده که زن این بار به غذا اضافه کرده است.
 
 
در همین میان لازم است توجه شود که هر کدام از این نیازها اگر تامین نشود، احتمال خیانت بالا خواهد رفت. هر کدام از این نیازها اگر پاسخ مناسبی دریافت نکند، می‌تواند فضا را برای خیانت مناسب کند. هیچکس به یکباره دزد نمی‌شود. هیچکس به یکباره اهل جنایت نمی‌شود.


خیانت هم همینطور است.باید به نکات ریز و درشتی که هر کدام به تنهایی ممکن است تاثیری نداشته باشند اما جمع شدن‌شان خطرساز است توجه کرد و آن‌ها را جدی گرفت. هیچ‌گاه توجه، محبت و پشتیبانی و حمایت‌گری‌تان را به یکباره از همسرتان سلب نکنید. اگر قرار است به سفر بروید، یا چند روزی به خاطر مشغله کاری یا هر چیز دیگر نمی‌توانید وظایف‌تان را به درستی انجام دهید، از قبل توضیح بدهید.
 
 
4 - انسان‌ها نیازمند گفتن و شنیده شدن هستند
 
زن‌ ها بسیار بیشتر از مردان نیاز دارند حرف بزنند و کسی دقیق به حرف‌های‌شان گوش کند و نه فقط گوش کند، بلکه با آنها همدلی کند و گاهی پیشنهادی بدهد و تایید کند. صریح اگر بخواهیم باشیم، مردان باید در برابر همسرشان گوش باشند؛ گوش‌هایی که حوصله شنیدن دارند.


حوصله شنیدن حرف‌ هایی که شاید از نگاه مردان بی‌اهمیت و ساده و حتی به دردنخور و مسخره بیاید، اما برای زنان لازم است و فکرهایی است که در سرشان می‌چرخد و باید گفته شود و شنیده شود.
 

یکی از مهمترین مواردی که می‌تواند سهم بسیار بزرگی در جلوگیری از خیانت زنان داشته باشد، وجود خلوت برای زن و مرد است. زن و مرد باید بتوانند با هم خلوت کنند؛ علاوه بر خلوت عاطفی و احساسی و جنسی، که لازمه زندگی سالم زناشویی است و کمرنگ شدن آن می‌تواند ضربه‌ های جبران‌ ناپذیر به رابطه زن و مرد وارد کند و راه خیانت را باز کند.
 
 
5 - زنان احساس میکنند محبت مردان به آنها نسبت به روزهای اول زندگی کمرنگ شده است.

 یکی از مشکلات بزرگی که بیشتر زنان در زندگی با آن مواجه می‌شوند، این است که احساس می‌کنند توجه و محبت همسرشان نسبت به اوایل ازدواج یا اولین روزهای آشنایی و خواستگاری و نامزدی بسیار کمتر شده و فکر می‌کنند معنای این تغییر رفتار این است که مثل قبل مورد علاقه شوهرشان نیستند و آن محبت و رابطه دو طرفه سابق از میان رفته است. مردان علاوه بر آنکه باید از ابتدا متعادل رفتار کنند و در محبت کردن زیاده‌روی نکنند، نباید بگذارند این حس در زنان زنده شود.

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 15:36 توسط یک زن|

ما زن‌ها نیاز داریم تا با همسرمان صحبت كنیم، از كمبود جا در خانه و مشكلات درسی بچه‌ها گرفته تا دل‌تنگی‌های بی دلیل. گاهی دوست داریم، درد دل كنیم و بدون آنكه قصدی داشته باشیم، برای خالی شدن از دل‌شوره ها و دغدغه ها، حرف بزنیم.

اما گاهی اوقات می‌خواهیم كسی به كمك مان بیاید، تغییری در رفتارش و نحوه‌ تعاملش ایجاد كند و یا راه چاره ای به ما پیشنهاد دهد. نیاز به داشتن یك همدم و هم صحبت، مختص همه‌ انسان‌هاست اما ما خانم‌ها كمی بیشتر!

دوستان، خواهر، مادر و هم صحبت‌های همجنس مان خیلی از مواقع به رفع این نیاز كمك می‌كنند، ولی آنچه در حقیقت به آن محتاجیم اما شاید خودمان هم نمی‌دانیم این است كه به مرد زندگی‌مان به بهانه‌ هم صحبت شدن، نزدیك‌تر شویم.


برای رسیدن به این خواسته، لازم است بیاموزیم چگونه با همسرمان صحبت كنیم و هر حرفی را در چه شرایطی و با چه ادبیاتی بیان كنیم. در غیر این صورت همان قصه‌ تكراری می‌شود كه در خیلی از زندگی‌ها اتفاق می‌افتد.


خانم‌هایی كه از آشپزخانه، پشت سر هم صحبت می‌كنند و می‌خواهند همه‌ موضوعات را كنار هم و به صورت معجونی به خورد همسرشان دهند و مردانی كه مقابل بازی فوتبال یا اخبار تلویزیون، ذهنشان جای دیگری است و چند وقت یك‌بار تنها سری تكان می‌دهند و خیلی زود هر دو از این شرایط خسته می‌شوند.

نتیجه این خواهد بود كه خانم به این نتیجه می‌رسد كه شوهرش شنونده‌ خوبی برای حرف‌های او نیست و به این ترتیب دیگر سعی نمی‌كند با او حرف بزند یا همیشه به جای گفتگو كارشان به دعوا می‌كشد و گله و شكایت كه : تو به حرف‌های من گوش نمی‌دهی و جواب كه : تو خیلی حرف می‌زنی. من خسته از سر كار می‌آیم و تازه باید اخبار تو را گوش دهم.


درست است كه زن و شوهر باید با هم حرف بزنند اما با زبان مخصوص یكدیگر. ما زن‌ها می‌توانیم با یكدیگر در یك ساعت راجع به 10 موضوع كاملاً نامربوط حرف بزنیم و لذت ببریم اما مردها این‌گونه نیستند.


آن‌ها از این شاخه به آن شاخه پریدن و طول و تفسیر زیاد راجع به یك موضوع را دوست ندارند. باید طرز حرف زدنمان را تغییر دهیم تا همسرمان قدم قدم بیاموزد به احساسات ما گوش دهد.


حتماً شما هم شنیده‌اید كه ما را محكوم به غر زدن می‌كنند ، اما اگر به همسرمان توضیح دهیم كه به حمایت و گوش شنوایش چقدر نیاز داریم و تا چه حد می‌تواند برای ما آرامش بخش باشد، در این صورت شاید او داوطلبانه شنونده‌ ما باشد .

البته انصاف هم چیز خوبی است. اینكه همسرمان بداند گوش دادن به حرف‌های ما، می‌تواند كمك بزرگی به رابطه مان كند، كافی نیست. ما باید گوینده‌ خوبی هم باشیم.


حتی یك گوینده‌ خبر هم اگر هر روز اخبار بد و منفی بگوید و با قیافه‌ ناراحت یا عصبانی و لحن نامناسب حرف بزند باعث می‌شود مخاطبانش خسته شوند و كنترل را به دست بگیرند و كانال دیگری را انتخاب كنند.


ما زن‌ها هم باید بیاموزیم با لحنی دلنشین، جذاب و دوست داشتنی با همسرمان گفتگو كنیم و مدام گله و شكایت نداشته باشیم در غیر این صورت كنترل ذهن همسرمان خیلی سریع كانال را عوض می‌كند و دیگر حرف‌هایمان را نمی‌شنود حتی اگر سرش را به علامت تایید تكان دهد.

 

نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1392ساعت 14:23 توسط یک زن|

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند

و زنان شوکت زن بودنشان را؛

کاش مردان همیشه مرد باشند و زنان همیشه زن!

آنگاه هر روز نه روز زن، نه روز مرد

بلکه روز انسان است...

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 22:56 توسط یک زن|

زن و مرد دارای دو روحیه پنهان هستند. در وجود زن ها، هم روحیه زنانه وجود دارد و هم روحیه مردانه و در مردان نیز روحیه مردانه و زنانه وجود دارد. عمل و عکس العمل هر زن و مردی به چگونگی رشد و تحول این روحیات بستگی دارد.

به طور طبیعی روحیه مردانه در مردان حالت غالب دارد و در زنها روحیه زنانه، که این موجب می شود آنها در یک حالت تعادل و طبیعی باشند، اما بعضی مواقع به دلایل گوناگون این حالت تعادل دچار اشکال و نقش احساسات و عواطف در انها وارونه می شود، که این حالت عدم تعادل با علائم مختلفی بروز می کند.

وقتی تعادل روحیات روانی زنان به هم می خورد!

احساس خستگی مفرط و یکنواختی زندگی و همین طور بروز مشکلات متعدد در زندگی، تمایل به صحبت کردن که از خصوصیات زن هاست را کم می کند و رفته رفته آنان توان حل مشکلات روزانه خود را از دست داده و بدون این که خود بخواهند به سمت عدم تعادل پیش می روند.

علائم متعددی نشان دهنده این عدم تعادل است که می توان به طور خلاصه به علائمی چون ذیل اشاره کرد:


*احساس مسئولیت غیر اصولی برای حل مشکل خانواده و کار مفرط : زمانی که روحیات زنانه زن ها تقویت و حمایت نمی شود انها برای گریز از دل زدگی شوهرشان و ترس از طلاق، ناخودآگاه به سمت جنبه مردانه خود و ابراز تمایلات مردانه پیش می روند. آنان به عاقلانه رفتار کردن خویش مفتخرند، بنابراین شدیدا کار می کنند و نیازهای زنانه خود را برای حل مشکلات خانه و خانواده پنهان می کنند.


تصور غلط این زن ها این است که نیازها و حساسیت های زنانه، و احساس زن بودن و زنانه رفتار کردن ناخوشایند است. این گونه زن ها دائما با خود درگیر هستند و روحیات زنانه خود را پس می زنند.

آنها دوست دارند به جای ظریف و زنانه رفتار کردن، در غالب رفتارهای مردانه، خشک، خشن و نفوذ ناپذیر شوند و همین طور می خواهند به جای وابستگی به شوهرشان، تمایل به استقلال داشتن را تجربه کنند.

آنها تا جایی در این عدم تعادل و افراط گویی پیش می روند که حمایت مردها را به باد تمسخر می گیرند.

*تمایل به این که همسرشان پرحرفی کند: واکنش دیگر زن ها نسبت به عدم تعادل خود این است که مایلند همسرشان بیشتر از آنها حرف بزند و احساساتش را با زنش در میان بگذارد. این دقیقا نقشی است که زن ها در حالت تعادل باید برعهده داشته باشند.


این گونه زن ها بیشتر تمایل د ارند تا شوهرشان زنانه رفتار کند، زیاد حرف بزند، سفره دل بگشاید و درد دل کند. آنها احساس می کنند که با زنانه رفتار کردن مرد، امنیت خود را به دست می آورند و از این راه خود را راضی و خشنود می کنند.


این تمایل زن یعنی زنانه رفتار کردن مرد و کاهش خشونت در او به این معنی است که نیاز اصلی، جانشین نیاز دیگری شده است و تمایل خودشان به زنانه برخورد کردن را آشکار نمی سازند.

نیاز به پرخوری برای مدت کوتاهی نیاز به عشق را برآورده می سازد و زن آن قدر تشنه می ماند تا نیاز او برای عشق برآورده شود و احساس آرامش در او به وجود آید


*احساس خستگی بسیار و در نتیجه پرخوری: واکنش غیرطبیعی دیگر نسبت به ارضاء نشدن روحیه زنانه پرخوری است. خوردن می تواند آسان ترین راه برای تامین کمبود عشق و علاقه باشد. زن ها می توانند با غذا خوردن، موقتا احساس استرس، ناامنی و ترس را در خود سرکوب کنند.


احساسی که از روحیه زنانگی آنها سرچشمه می گیرد. زن ها کم و بیش می توانند با پرخوری نیاز رسیدگی به روحیه زنانه خود را برطرف کنند یعنی در واقه با واکنش جانشین سازی می توانند نیاز اصلی خود که نیاز به عشق، محبت و همدردی است را با پرخوری پر کنند.

البته نیاز به پرخوری برای مدت کوتاهی نیاز به عشق را برآورده می سازد و زن آن قدر تشنه می ماند تا نیاز او برای عشق برآورده شود و احساس آرامش در او به وجود آید. زن ها گاهی تا اندازه ای خود را فریب می دهند که به شادی و خوشحالی غیر طبیعی و ساختگی خود دل می بندند و ظاهرا نشان می دهند که تمامی نیازهای آنها برآورده شده است.

مردان، برای مبارزه با این عوارض، چه باید کنند؟!


تمامی این واکنش ها به علت مشاهده نکردن حمایت مورد نیاز از روحیه زنانه می باشد. بنابراین یک زن احساس می کند که مجبور است از روحیه ظریف زنانه خودداری کند و به سمت رفتار مردانه کردن گرایش پیدا کند. او فکر می کند که با این کار می تواند توجه شوهر خود را به خویش جلب کند و موجب حمایت شوهر از او شود، در حالی که با چنین رفتاری وضعیت به وخامت بیشتری دچار می شود.


مردها باید کمبود های همسر خود در این زمینه توجه کنند و با حمایت های بی دریغ خود حس زنانگی را در آنها تقویت کنند و انان را از گردابی چنین مهلک نجات دهند. در چنین شرایطی یک مرد باید با تمام وجود زنش را درک کند و متوجه باشد که ممکن است زنش به کمی استراحت و تنها ماندن احتیاج داشته باشد، تا آمادگی و تعادل لازم را برای زندگی به دست آورد.

به عنوان مثال اگر وقتی زنی به خاطر کار خسته کننده و مفرط رنج می برد و احساس کسالت می کند، تنها راه چاره حمایت صادقانه شوهر از اوست. شوهر باید در چنین شرایطی او را تحت حمایت بی دریغ خود قرار دهد و نیازهای عاطفی و روانی او را تا حد امکان برآورده سازد تا زن بداند که همسرش به خاطر عشق به او از هیچ کوششی فروگذاری نمی کند.

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 10:55 توسط یک زن|

مردان هیچگاه به طور مستقیم به شما نمی گویند:

 

برو پی کارت! 

 

 بلکه با اعمال و رفتار خود به شما می فهمانند

 

که وقت آن رسیده که از زندگیشان خارج شوید

 

 

"پس مراقب تغییر در رفتار و گفتارشان باشید!"

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1392ساعت 13:17 توسط یک زن|

مردان همیشه سعی می کنند زنان را متقاعد کنند که

 

 سکوت کنند و یا کمتر حرف بزنند

 

 غافل از اینکه یک زن وقتی برای همیشه سکوت می کند

 

که دیگر هیچ حرف مشترکی با آن مرد

 

 نداشته باشد..!

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 9:17 توسط یک زن|


آخرين مطالب
»
» به بهانه روز زن
»
» اگر زنی را دوست داری
» چرا زنان خیانت می کنند؟!
» زنانه صحبت کن، تا مردانه گوش کند!
»
» نقش‌های وارونه یک زن!
» هشدار به زنان
»

Design By : Pichak